فرسوده گی نو شکفته .
نوع جدیدی از فرسوده گی ، که معمولا در دیواره های غار رخنه کرده ، و به فصل خزان می شکفد .
گرگ های وفادار جلو غارند . به خوب . به بد . می گویند . می خوانند .
اول ، دوم ، سوم ... حل می شوم . ذوب می شوم . در هفتم .
معراج است شاید .
مرغان هفت و هشت ، صداشان از آسمان پایین می خورد . نشان باران است حرکتشان .
اینجا ، همینجا ، دقیقا همین جا ، و همین یک جا را می خواهم . تنها کمی سردتر ، و مرطوب تر ، بدون تا ،
برای ،... ابدیت ...
0 comments:
ارسال يک نظر